![]() |
![]() |
|
| ادبی هنری |
|
سلام زنگ آخر جهان آماده است تا زنگ خونه هاتون رو به صدا در بیاره هر کی خواست نشونیش و ای میل کنه خوشحال می شم تقدیم کنم
فا ..... از فا به سل سلام بزن به فا به فال نیکی از قهوه بزن به می از می ریزد این رود روانی در کاسه از می فا یا فیه ما فیه ها چقدر پرنده می پرد از سیم و لخت می شود این ترانه در آغوش این چشم از گریه بر می گردد این دل از بستن بزن به نیش زخمه تا بمیرد این شاعر تو تن به تنگی این تار می تنی از این بیات شب مانده خارج تر بزن به دور تا بریزد از تنبور چه اندازه مولانا می گذرد از تلخ بزخم با تن تنه ی این سیم های بی خط و خط بزن از اتاق کلماتی که با من نشسته اند دارد به جای تو ستاره می رقصد و رختخواب کهکشانی روشن بزن به خواب از این فا ....
راستی به چویر سر بزنید |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:59 توسط سامان بختیاری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
از اینکه سامان بختیاری هستم بماند از اینکه دنیای مجازی هم ارزش زیستن دارد بماند
نام وبلاگ به خاطر مجموعه شعری است با همین نام |
|
RSS
|