![]() |
![]() |
|
| ادبی هنری |
|
برای اینکه ۴ ماه نباشی لابد باید توجیهی داشت . دلیلی روشنتر از شعر . پر رنگ تر از کلمات .شاید تب
تند انتخاب کردنها و انتخاب نکردنها و چشم به دور داشتنهایی که بیهوده شد . شاید اگر که شاعر در بازی رنگارنگ سیاست مات نمی شد . برای این ۴ ماه نبوده ،می شد خود را سرزنش نکرد . باور کنید نبودن کنار شما سخت ترین درد است . ما آدمها ما آدمها از ترس تنهایی راه می رویم
قدم می زنیم و سوت زنان خیابان را در چشمهایمان هضم می کنیم
گاهی قاطی هم روزنامه می خوانیم و حتا اگر لازم شد
شعار می دهیم و راه پیمایی می کنیم تا وزنمان کنترل بشود .
بعضی وقتها نگاهمان خالی می شود
و تازه می فهمیم که قرار است بمیریم .
حتا از پشت عینک ترس از صورتمان بالا می کشد
و در پشت پلکمان جان می گیرد
ما آدمها وقتی با هم هستیم تازه تنهایی در ته ذهنمان جا خوش می کند
و آن وقت قدم می زنیم و تند و تند با هم بودن را تکرار می کنیم .
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 19:14 توسط سامان بختیاری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
از اینکه سامان بختیاری هستم بماند از اینکه دنیای مجازی هم ارزش زیستن دارد بماند
نام وبلاگ به خاطر مجموعه شعری است با همین نام |
|
RSS
|