![]() |
![]() |
|
| ادبی هنری |
|
سلام می دانم که نبودم اما آمده ام که بمانم پس مرا بخوانید . تنهایی می ترسم . حتا از خودم . (قربانتان سامان )
بهار ا نه از می پوشم از می خزم از خاک از دشتی که دیوانه شد از پرندگانی که بال می زنند در من در من بال میزنند تا جنسیت درخت . کوچه ای که در من می وزد هر ساله عاشقیتان را می بیند با من ابر حامله ایست و دست به هر رودی که می کشم طغیانی می شود زیبا من عمو نوروز کوچکی هستم غریب .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 22:27 توسط سامان بختیاری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
از اینکه سامان بختیاری هستم بماند از اینکه دنیای مجازی هم ارزش زیستن دارد بماند
نام وبلاگ به خاطر مجموعه شعری است با همین نام |
| پیوندهای روزانه |
|
پگاه احمدی انجمن مجازی شعرو ادب ایران انجمن مجازی شعرو ادب ایران آوای قلارنگ (سعید رنجبر) سامان بختیاری در کتاب شعر معمارستان آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|